خلاصه
اکنون این واقعیت به خوبی در هزاره جدید پذیرفته شده است که مقوله «فرهنگ» اهمیتی محوری در تمامی عرصههای زندگی بشر دارد. این موضوع تحت تأثیر تحولات سریع و گوناگون در ابعاد مختلف حیات انسانها و ظهور گرایشهای جدید در علوم اجتماعی مورد قبول واقع شده است که بدون رجوع به فرهنگ و موضوعات فرهنگی نمیتوان برداشتی درست و دقیق از مسائل و موضوعات زندگی ارائه کرد. در جهان کنونی، محتوا و صورت زندگی در ابعاد مختلف؛ شکلی فرهنگی به خود گرفته است. کمتر موضوعی را میتوان یافت که به نحوی به فرهنگ مرتبط نباشد. فرهنگ حتی در بطن و صورت موضوعات اقتصادی وارد شده و جایگاه محوری در آن پیدا کرده است.
این چرخش قابل ملاحظه به سمت فرهنگ، مستلزم توجه جدی است. اهمیت فرهنگ اکنون از نقشی که برای آن در زمینه همبستگی اجتماعی، ایجاد انگیزه و تحول پیشرفت، حل مشکلات اجتماعی، پر کردن اوقات فراغت و غیره متصور بودند بسی فراتر رفته است. امروزه سرنوشت کشورها کاملاً با تحولاتی که در عرصه فرهنگ در سطوح ملی و فراملی رخ میدهد پیوند خورده است. کشورها و یا به عبارت دقیقتر دولت - ملتها در جهان متغیّر کنونی وارد فضایی شدهاند که اقدامات و فعالیتهایشان بهطور اجتناب ناپذیری تحت تأثیر تحولات عرصه فرهنگ قرار دارد. اگرچه بخشی از تحولات عرصه فرهنگ و سایر تحولات مرتبط با آن برای دولت - ملتها اجتناب ناپذیر بوده و آنها خواه ناخواه مشمول تأثیراتی خواهند بود که در این عرصه رخ میدهد ولی بخش قابل توجهی از این تحولات قابل درک و پیشبینی بوده و میتوان برای آن برنامهریزی کرد و تحت نظارت و کنترل درآورد و در واقع آن را مدیریت کرد.
مدیریت فرهنگ یکی از نیازهای اساسی کشورها در وضعیت کنونی است و نه تنها اکنون به عنوان یک رشته علمی جایگاه خاصی در نظام دانشگاهی کشورها دارد؛ بلکه نوعی هنر نیز محسوب میشود. علم و هنر نزدیک کردن مدیریت و فرهنگ به یکدیگر و بکارگیری مدیریت در عرصه فرهنگ، فراتر از یک رشته، به نیازی اساسی و مبرم تبدیل شدهاست. مدیریت فرهنگ، حتی اگر با این نام شناخته نشود، در تمام کشورها به انحاء مختلف وجود دارد. کشوری در جهان یافت نمیشود که در عرصه فرهنگ دست به مدیریت نزند. بنابراین تمام کشورها یا مراکزی برای برنامهریزی و نظارت بر فعالیتهای فرهنگی دارند و یا اینکه سازمانها و دستگاههایی برای پیگیری و انجام فعالیتهای فرهنگی در آنها وجود دارد. هرچند تعریف، دامنه و گستره فعالیتهای فرهنگی و مقولاتی که با فرهنگ مرتبط هستند در کشورهای مختلف با یکدیگر متفاوت بوده و انتظارات مختلفی نیز از آنها وجود دارد ولی تمامی آنها به نحوی این فعالیتها را تحت نظارت خود دارند و یا لااقل نسبت به آن حساس هستند.
در کشور ما بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، مقوله فرهنگ اهمیت ویژهای پیدا کرده و توجه جدی مسئولان و دستاندرکاران نظام جمهوری اسلامی را به خود جلب کرده است. تحت تأثیر شرایط اقتصادی و اجتماعی خاص ناشی از انقلاب و جنگ، تحولات و تغییرات گستردهای در عرصه فرهنگ به وقوع پیوست. انقلاب اسلامی با آرمانها و اهداف فرهنگی خود به تأسیس نظامی منجر شد که باید برای تحقق آنها دست به نهادسازی و سازماندی میزد. امر سازماندهی فرهنگ و امور مرتبط با آن پس از انقلاب اسلامی با تمام اهمیتی که داشت و با تمام تلاشهایی که صورت گرفت با فراز و نشیبهای زیادی مواجه شد و در مجموع آنگونه که باید با هدف یا اهداف مشخصی دنبال نشد. سازمانها و دستگاههای فرهنگی متعددی پس از انقلاب اسلامی تأسیس شد و اهداف متنوع و گستردهای در سرلوحه برنامههای آنها قرار گرفت.
آنچه پس از سه دهه، بر اساس نتایج بدستآمده از مختصر بررسیهای انجامشده در خصوص فعالیتهای دستگاهها و سازمانهای فرهنگی، میتوان گفت این است که بخشی از عملکردها و فعالیتهای فرهنگی و سازماندهیهای انجام شده در این عرصه، از الگوی مشخص و از پیش اندیشیده شدهای برخوردار نبوده است. لزوم و ضرورت بازنگری و بازسازماندهی برنامهها و فعالیتهای عرصه فرهنگ در سالهای اخیر در نهایت در جامعه ایران به حرکتی منجر شد که عنوان «مهندسی فرهنگی» به خود گرفته است. اگرچه تعابیر مختلفی از این عبارت در جامعه ایران رایج است ولی در مجموع این عبارت به مفهوم «مدیریت فرهنگ» نزدیک است.
به هر حال هرگونه تلاش در زمینه سر و سامان دادن به فعالیتهای فرهنگی در جامعه مستلزم شناخت اهداف و برنامهها، شیوههای سازماندهی، امکانات و منابع و نحوه کنترل و نظارت بر اینگونه فعالیتهاست. شناخت وضعیت فعلی و بررسی نقاط ضعف و قوت و ترسیم چشماندازی شفاف و قابل دسترس براساس امکانات و تواناییها گامی اساسی در زمینه مدیریت فرهنگ است. این شناخت حاصل نمیشود مگر آنکه پژوهشها و تحقیقات جدی در این زمینه انجام شود. علیرغم اهمیت این موضوع، متأسفانه مطالعات و تحقیقات انجام شده در زمینه مدیریت فرهنگ در ایران بسیار محدود است. به جز چند طرح پژوهشی که عمدتاً توسط دبیرخانه شورایعالی انقلاب فرهنگی و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی انجام شدهاست، تولیدات پژوهشی این عرصه مطالعاتی بسیار محدود میباشد و در واقع جز تعداد محدودی طرح و کتاب و مقاله که- دسترسی به آنها نیز آسان نمیباشد- آثار قابل ملاحظهای در این عرصه وجود ندارد. بررسی کم و کیف مطالعات انجام شده در زمینه مدیریت فرهنگ در ایران نشان میدهد که در جامعه علمی ایران این زمینه مهم مطالعاتی به صورت جدی مورد توجه محققان و پژوهشگران قرار نگرفته و حتی نهادها و سازمانهای متولی نیز اقدامات جدی در این خصوص انجام ندادهاند. به هر حال اهمیت این حوزه مطالعاتی و ضعفها و کاستیهای موجود ـ چه در زمینه مطالعاتی و پژوهشی و چه در زمینه عملی و اجرایی ـ ایجاب میکند تا توجه جدیتری به این عرصه مبذول شود. مدیریت فرهنگ در عرصه عمل نیازمند پشتوانه تئوریکی و نظری قدرتمندی است. این پشتوانه باید به همت محققان و پژوهشگران کشورمان فراهم شود.
کتاب حاضر در همین راستا تدوین شدهاست. اگر چه هیچ ادعایی در خصوص اینکه بتواند پشتوانه نظری برای مدیریت فرهنگ فراهم کند در آن مطرح نیست. بسیاری از مطالب کتاب شاید در حد طرح مسئله باقی مانده باشند. ولی در عین حال سعی شده است به صورت روشمندی مهمترین مباحث مدیریت فرهنگ مطرح و مورد بحث قرار گیرد. این کتاب در همین ارتباط ابتدا ضمن تشریح مفاهیم فرهنگ و مدیریت فرهنگی و ویژگیها و مؤلفههای اساسی آنها تلاش کرده است تا وضعیت گذشته و حال برنامهریزی فرهنگی در ایران را تشریح نموده و برخی از مهمترین عواملی که بر آن تأثیرگذار هستند مورد بررسی قرار دهد و سپس با بررسی آسیبشناسانه ساماندهی فرهنگی، وضعیت نظارت و ارزیابی فعالیتهای فرهنگی را در ایران مورد تحلیل قرار دهد. در بررسی انجامشده سعی شده است تا راهحلهایی نیز جهت برونرفت از مشکلات موجود پیشنهاد شود.
بر همین اساس این کتاب با پایبندی به مباحث علم مدیریت در پنج بخش اصلی تنظیم شدهاست. بخش اول به مبانی نظری اختصاص دارد. در فصل اول این بخش، مفهوم فرهنگ تعریف شده و ابعاد، ویژگیها، اهمیت، کارکردها و برخی نظریههای مربوط به آن مورد بحث قرار گرفته است. در فصل دوم مفهوم مدیریت فرهنگ، ابعاد و چارچوبهای آن، ضرورت و اهمیت آن و تأثیر رویکردهای فرهنگی بر مدیریت فرهنگی مورد بحث و بررسی قرار گرفته است. در بخش دوم مباحث مربوط به برنامهریزی و سیاستگذاری فرهنگی گنجانده شدهاست. این بخش شامل پنج فصل میباشد. در فصل اول تعریف، ضرورت و دیدگاههای مرتبط با برنامهریزی فرهنگی آورده شدهاست. در فصل دوم الگوهای سهگانه برنامهریزی و سیاستگذاری فرهنگی، در فصل سوم نقش و جایگاه دولت در برنامهریزی فرهنگی، در فصل چهارم ملزومات و ویژگیهای برنامهریزی فرهنگی مطلوب و در فصل آخر نیز وضعیت برنامهریزی فرهنگی در دوره قبل و بعد از انقلاب اسلامی و همچنین چالشها و تهدیدات فراروی برنامهریزی فرهنگی مورد بحث و کنکاش قرار گرفته است. بخش سوم تحقیق که شامل دو فصل میباشد به بحث سیاست فرهنگی در جهان متغیر اختصاص یافته است. در فصل اول از این بخش، جهانیشدن، ابعاد و شاخصهای آن، جهانیشدن و فرهنگ، پیامدهای فرهنگی جهانیشدن و رویکردهای مرتبط با آن مورد بحث و بررسی قرار گرفتهاست. در فصل دوم، سیاست فرهنگی و تأثیر جهانیشدن بر سیاست فرهنگی کشورها به بحث گذاشته شدهاست.
بخش چهارم کتاب به بررسی آسیبشناسانه ساماندهی فرهنگی در ایران اختصاص دارد. در این بخش ـ که بیشترین حجم مطالب کتاب را شامل میشود ـ در فصل اول وضعیت ساماندهی فرهنگی در ایران از ابعاد و زوایای مختلفی مورد بررسی قرارگرفته و در فصل دوم رویکردهای موجود در زمینه بررسی عملکرد سازمانهای فرهنگی مورد تحلیل قرار گرفتهاست و عملکرد سازمانهای فرهنگی براساس شاخصهای مالی و انسانی مورد بحث و بررسی واقع شده است. در پایان این فصل وضعیت بهرهوری در بخش فرهنگ براساس اطلاعات موجود آورده شدهاست. بخش پنجم کتاب شامل مباحث مربوط به نظارت و ارزیابی فعالیتهای فرهنگی است. در این بخش سعی شده است تا وظایف و عملکرد دستگاههای فرهنگی ناظر مورد بررسی قرار گرفته و با ذکر نمونههایی وضعیت فعلی نظارت بر عملکرد سازمانهای فرهنگی و عملکرد آنها مورد بررسی قرار گیرد. در پایان کتاب نیز ضمن نتیجهگیری از مباحث ارائهشده، تلاش شدهاست تا پیشنهادات عملی ارائه شود. «
به اطلاع کلیه پژوهشگران، محققان، دانشجویان و علاقه مندان میر ساند که فروشگاه ونمایشگاه دائمی کتب و آثار مرکز تحقیقات استراتژیک در خیابان انقلاب افتتاح و شروع بکار کرده است.
علاقه مندان به آثار و کتب منتشره این مرکز میتوانند جهت تهیه به خیابان انقلاب اسلامی، مقابل درب اصلی دانشگاه تهران، مجتمع تجاری و اداری فروزنده، طبقه اول واحد 420 مراجعه نمایند.
همچنین تلفن و نمابر 66465962 و 66465964 جهت اطلاع رسانی و درخواست خرید مربوط به این فروشگاه میباشد و آماده پاسخگویی است.
|